تبليغاتX
اخبار ورزشی-اهنگ-عکس-پی اس پی-خبر-دانلود
دو تیم استقلال و پرسپولیس در داربی ۶۴ باز به تساوی رسیدند.

در شهر آورد بزرگ تهران دو تیم استقلال و پرسپولیس به نتیجه ۱-۱ رضایت دادند و امتیاز های این بازی را بین خود تقسیم کردند.در این بازی ابتدا پرسپولیس پس از سال ها گل اول را از روی نقطه پنالتی و به وسیله عادل کلاه کج به ثمر رسید.اما فقط چند دقیقه بعد حسین کاظمی گل پرسپولیس را جبران کرد و بعد از آن حملات دو تیم ادامه یافت ولی هیچ کدام ثمری نداشت.

+ نوشته شده توسط نیما و علی در جمعه دهم مهر 1388 و ساعت 9:10 بعد از ظهر |

با درود به دوستداران زرتشت

در این قسمت به نقد قسمتی از سخنان دکتر شریعتی در کتاب  پدر,  مادر , ما متهمیم میپردازم و پاره ای سخنان دیگر در این مورد .

دکتر شریعتی در این کتاب در صفحهء 53 پاراگراف 3  مینویسد برادرم ,  خواهرم ; پدران شما  نمیفهمند ,      مادران شما نمیفهمند وعلمای به ظاهر مذهبی شما نیز نمیفهمند انها نمیفهمند که قضا و قدری که ما امروز به نام قضا و قدر اسلامی میشناسیم نه تنها قضا وقدر اسلامی بلکه اساسا" ضد ان است و تحفهء زرتشت است و ...

جالب است بدانید اقای شریعتی در بخش نخست همه را نفهم و تنها خود را دانای کل میدانند و سپس قضا و قدر اسلامی را تحفهء دین زرتشت میدانند در حالیکه در یسناهای 12 تا 16 در اوستا امده است : ای اهورا مزدا تو مردمان را ازاد افریدی و برای هر کس راهی قرار دادی و انها را ازاد گذاشتی تا هر کس هر راهی را که دوست دارد برگزیند و خوشبختی از ان کسانی است که راه نیکی را بر گزینند.

 

نکتهء دیگرانکه بسیاری از دستورهائی که در دین اسلام وجود دارد در واقع از زرتشت است بطور نمونه روشن کردن شمع بر روی قبر مردگان و شستن قبر انها; در مورد نخست همین بس که اهمیت اتش در دین زرتشت بر همگان اشکار است و دو انکه پارسیان در گذشته هنگامی که نوشیدنی میخوردند مقداری از ان را به پاس احترام به روح درگذشتگان بر زمین میریختند . در مورد پاکیزگی اینکه در دین زرتشت امده است : هر فرد روزی 5 بار باید دست و صورت خود را با اب پاک و تمیز بشوید(میدانید که پارسیان در گذشته لوله کشی اب سرد و گرم داشته اند.) که در واقع نوعی وضو میباشد.

تا اینجا در این مورد کافی است اما در مورد تفاوتهائی که وجود دارد و دانستن ان بسیار جالب است:

یک انکه در دین زرتشت میدانید که اوستای فرستاده شده از سوی اهورامزدا در صندوقچهای در کاخ شاهنشاهی نگهداری میشد و هر فردی که میخواست به دین زرتشت بگرود میتوانست انرا ببیند,  در انزمان برای گرویدن به دین زرتشت باید بطور کامل از این دین اگاه بود یعنی هر فردی بدون انکه در دین زرتشت تحقیق کند نمیتوانست وارد ان شود در حالیکه در دین اسلا م وقتی نوزاد به دنیا میاید در گوش اودوکلمه میخوانند واو را  مسلمان میخوانند و این در حالیست که این نوزاد در زمان بلوغ اجازهء خروج از دین اسلام را ندارد و در صورت خروج از این دین مرتد و محکوم به مرگ میشود.

در جائی دیگر احترام به زن در دین زرتشت است که امده است زن باید به دستورات دینی خود در قبال وظیفهء مادری و همسری عمل کند و مرد باید بیشترین احترام را به زن بگذاردو جالب آنکه در زمان گذشته هفتهء قبل از تحویل سال(هفتهء قبل از جشن نوروز )در آئین زرتشت  مردان ایرانی وظیفه داشتند بجای زنان به کارهای خانه رسیدگی کنند که باین ترتیب مردها متوجه زحمات زنانشان در خانه میشدند و در نتیجه احترام به مراتب بیشتری برای انان قائل میشدند ا ما در دین اسلام تنها صحبت از ازادی زن و تساوی حقوق زنان با مردان به میان امده است و تساوی حقوق زنان با مردان ,  در حالیکه زن مسلمان حق ندارد با مردی غیر مسلمان ازدواج کند چرا که از نگاه دین اسلام مرد غیر مسلمان کافر است ؟   ایا یک دستور در بطن تمامی این دین ها وجود ندارد و انهم یکتا پرستی است پس چگونه فردی که به شیوه ای دیگر غیر از دستورات اسلام خدا را میپرستد کافر میباشد و ازدواج با او گناه , ایا حقیقتی که در ورای این دستور وجود دارد این نیست که با این روش مردان و زنانی را که قصد ازدواج با یک فرد مسلمان دارند را به پذیرش اسلام وادار کنند در حالیکه در زندگی افراد اگر عشق نباشد, که این عشق در واقع چشمه ای کوچک از عشق به خداوند است, این زندگی پوچ است.

در قسمتی دیگر از این تفاوتها میبینیم در حالیکه عیسی مسیح میگوید: اگر بر گونه ات سیلی زدند گونهء دیگر را تقدیم کن , محمد پیامبر اسلام میگوید : اگر بر گونه ات سیلی زدند تو هم به قصاص ان بر گونهء او سیلی بزن , اما زرتشت پیامبر پارسیان چنین میگوید : انتقام, عدل است و بخشش, فضیلت, پس سعی کنید فضیلت را برگزینید ; یعنی انکه اگر بر گونه ات سیلی زدند تا جائی که بخشش تو به دیگران ضرر نرساند

( یعنی فرد گناهکاراحساس کند که اگر بر گونهء هر کسی سیلی بزند میبخشد یا باید ببخشد و او بدون اجرای عدالت ازاد میشود) ببخش و از طرفی اجازه نده دوباره این عمل را تکرار کند.(نظریات دین یهود را در این باره نیاوردم چرا که به گفتهء پفسور مکس مولر که یکی از بزرگترین دین شناسان ,  در زمینهء دین شناسی شرق است : دین یهود در واقع شاخه ای از دین زرتشت است که تمامی این دین از زرتشت برداشت شده است.) در اینجا نیز خوب است بدانید که پرفسور مکس مولر انچنان دلباختهء دین زرتشت شده بود که تا اخر عمر در پی یافتن 18 نسک گمشدهء کتاب مقدس اوستا بود و خود ایشان در این زمینه چنین میگویند: در شگفتم که تمامی دستوراتی  که در دوازده نسک کتاب اوستا موجود است با تمام دستورات دینی دیگرکتابهای اسمانی اسلامی ومسیحی و کلیمی یکی است با کمی تفاوت که به مقتضیات زمان و مکان وبرتری  فرهنگ والای ایرانی باز میگردد  و امیدوارم که 18 نسک گمشدهء ان پیدا شود زیرا در ان میتوان راهها ی کمال انسانی را یافت.

 

 در اخر میخواهم در جواب بعضی یاوه گویان که زرتشت را متهم به دروغگوئی کرده اند نکته ای بگویم و به همین بسنده کنم : در قسمتی از گفته های زرتشت پیامبر پارسیان اصیل امده است که اتش اتشکده های ما به دستور اهورا مزدا جاودانی است و خاموش نمیشود دلیل این سخن ان بوده است که پارسیان 5000 سال قبل لوله کشی گاز شهری داشته اند و در اتشکده ها از لوله کشی گاز ونفت استفاده میشده است و چون توضیح این موضوع برای اعراب سوسمار خوار و نیاکان انگلو ساکسونهای(انگلیسیها) بربر غیر ممکن بود زرتشت چنین بیان کرد .

ره راستی است به پندار نیک                 ز پندار نیک است گفتار نیک

چو پندار و گفتار تو گشت نیک              نیاید ز تو غیر کردار نیک

 

+ نوشته شده توسط نیما و علی در جمعه دهم مهر 1388 و ساعت 8:34 بعد از ظهر |
خوانندگان محترم :

اینجانب (علی)نویسنده این سایت با درج این مطلب هیچگونه اصراری بر برتر بودن زرتشت یا اصرار بر زرتشتی شدن نداشته و فقط با نوشتن این مطلب خواهان آگاهی یافتن مردم از دستورات و قوانین زرتشت و چگونگی زرتشتی شدن داشته ام.

چگونه می توان زرتشتی شد؟

نوشتاری از سوی کانون زرتشتیان
به خشنودی اهورامزدا

زرتشتی بودن، پیش از هر چیز، یک آگاهی درونی و یک گزینش خردمندانه و همچنین وجدانی است و در نتیجه امری فردی می‌باشد. برای رسیدن به این پایه باید پیام بزرگ آموزگار، زرتشت را به درستی دریافت و زرتشتی اندیشید، سخن گفت و کردار داشت. این گزینش و باور به جهان‌بینی زرتشتی، خود هم آغازگر و هم میوه‌ی یک دگرگونی ژرف درونی می‌باشد و نیاز به زمان برای رسایی یافتن دارد.

برای گزشتن ازگام پزیرش اجتماعی در آئین زرتشتی، که همانا
“سدره‌پوشی” می‌باشد، باید شرایط زمانی و مکانی را در نظر گرفت و آنجا که شدنی نیست، نیازی به انجام آن نمی‌باشد، تا زمانی که آن شرایط فراهم شوند.
بنابراین هر آن کس که پیام زرتشت را دریافت و در پیش وجدان خود برگزید که زرتشتی باشد، او زرتشتی است و می‌تواند خود را زرتشتی به شمار آورد هرچند هم که برای جامعه شناخته شده نباشد.

برای ورود به همبودگاه (جامعه) در جایگاه یک زرتشتی هم، هر زمان که شایسته بداند می‌تواند دیگران را آگاه کند و اگر دسترسی به کسانی باشد که بر مبنای قراردادهای همبودگاهی ( اجتماعی)، پروانه‌ی انجام مراسم سدره‌پوشی را دارند (که یک موبد زرتشتی نخستین جایگاه را از این دیدگاه دارد) از این گامه نیز گذر خواهد کرد وگرنه که در داد‌و‌ستد اندیشه با هم‌اندیشان و هم‌وجدانان (هم‌دینان) خود زندگی همبودگاهی را در جایگاه یک زرتشتی پی خواهد گرفت تا در نخستین زمان شایسته سدره‌پوش شده و وارد خانواده بزرگتر گردد.
اما برای اینکه ورود او انگیزه‌ی پشتیبانیِ خانواده گردد ، لازم است بایستگی‌هایی را که خانواده بزرگ زرتشتیان برای اداره همبودگاه خود خواستار است ، از سوی (نو)بهدین پذیرفته شوند و رفتار گردند تا سامان زرتشتیان آشفته نشود و پیوند افراد آن دچار ناهنجاری نگردد.
اکنون کمی ژرفتر به این سخن می‌نگریم و سه بایستگی مهم و پایه ای
1. “ باورِ درونی”
2. “نشانه بیرونی”
3. “بزرگداشت پیمان های همبودگاهی و پاس داشتن (رعایت) آنها”
را جدا جدا مورد بررسی قرار می دهیم.

1- باور درونی
خدای زرتشت داناترین و تواناترین است. اهورامزدا خدای یگانه، به هر انسانی خرد ارمغان کرده و او را آزاد گذاشته تا با گزینش راه درست زندگی، به خوشبختی مادی و مینوی دست یافته و با نزدیک کردن خود به او خدا گونه شود.
انسان اگر اندیشه نیک (وهومن) را برگزیند و با قوانین هستی و سپهر و سرشت (طبیعت)، که بر بنای راستی استوار گردیده که به آن “اشا” گفته می‌شود هماهنگ کند و سپس با پس زدن اندیشه‌های زشت و ناپسند و چیرگی بر خود (خشترا)، و از روی آگاهی ، کردار نیک را پیشه سازد، به آرامشی درونی یا (آرمئیتی) دست خواهد یافت . و آنگاه اگر این آرامش به دست آمده دوام یابد ، انسان به رسایی (تکامل) یا “هورْوَتات” نزدیک می شود و هر چه آدمی به کمال و رسائی نزدیکتر گردد از مرگ دورتر خواهد شد و اگر همه رسا گردد ، جاودانه خواهد زیست و به بیمرگی (اَمِرِتات) خواهد رسید. در این گامه انسانِ خُرد و ناتوان آغازین ، خدایگونه می گردد.
آدمی با گزینش راه اشا (راستی و درستی) و پیمودن آن، خود به خود در جبهه ستیز با بدیها و و زشتیها قرار می گیرد . اما این رو‌در‌روئی ، جنگ نیست و خون ریزی را در پی نخواهد داشت . این رو‌در‌روئی از نوع ستیز نور با تاریکی و دانش با نادانی است. آسان ترین و شتابان‌ترین برداشتی که از ستیز در ذهن ما، مردم خشونت زده این دوران نغش می بندد ، جنگ و خون‌ریزی و رویارویی خشونت بار است. اگر این برداشت از ستیز را بپذیریم ، می بایست گروهی در جبهه روشنائی ایستاده به طرف تاریکی تیر پرتاب کنند و به این کار هم دلخوش باشند که تاریکی از بین خواهد رفت و یا برای ریشه کن کردن بیسوادی باید همه ی بیسوادان را از دم تیغ بگذرانند .
راه مبارزه با تاریکی بر افروختن چراغ است و پر نورتر کردن آن ؛ تنها در پرتو نور است که تاریکی مفهوم خود را از دست خواهد داد . راه مبارزه با بیسوادی نیز گسترش دانش است نه به دار زدن بیسوادان.
زرتشت به ما خشونت و جنگ نمی آموزد . هیچ جنگی برنده ندارد. جنگ هرگز نتوانسته است گره‌ای را بگشاید بلکه خود گره‌آفرین بوده است. هر جنگی سرانجام به آشتی/ آتش‌بس می انجامد. هیچ جنگ و کشتاری ابدی نیست، پس برای درمان دردهای انسانی ، باید از جنگ تا آنجائی که می توان پرهیز کرد. اما این پرهیز به مفهوم بی‌پدافند (بی‌دفاع) ماندن نیست. در آئین زرتشت سازمانی برای جنگ افروزی وجود ندارد ولی سازمان پدافند موجود است، زیرا همواره هستند نادانان و بداندیشانی که جنگ را به دیگران می‌پزیرانند، که اگر چنین باشد باید از خود پدافند کرد و جنگ افروز را وادار به آشتی و آرامش نمود.
آرمئیتی یا (آرامش ) نزدیکترین و بسوده‌ترین (ملموس‌ترین) دستاورد آموزشهای زرتشت است. سازندگی تنها در آرامش شدنی است. پیش‌نیاز رشد و رسایی آرامش است. ساختن جهانی سرشار از آشتی و انسانیت تنها در سایه آرامش امکان پذیر خواهد شد. آرامش بدست نخواهد آمد مگر اینکه انسانها خشترا(چیرگی به خود) را پیش بگیرند و با اشا (قانون هستی) خود را هماهنگ سازند. فقط کسانی می‌توانند قوانین هستی و سامان سرشتی را، که پایه‌ی راستی و درستی است، پاسداری کنند که وهومن (اندیشه نیک) را برگزینند و نیک اندیش گردند.
پس سرنوشت جهان در مغز انسانها رقم زده می شود. اگر انسانها نیک اندیش شوند، سپهر و آخشیج‌ها (طبیعت، عناصر هستی) را بزرگ بدارند و رو در روی آن قرار نگیرند (آلودن محیط زیست ، ستیز با طبیعت است) و با کردار نیک خود بشریت را به آرامش برسانند، انسانیت تکامل پیدا خواهد کرد و در جهان جاودانه خواهد ماند و در این تکامل و جاودانگی دست به آفرینش خواهد زد و همکار خداوند خواهد شد . پس می بینیم که از هر سو که برویم و از هر زاویه ای به «دستگاه آفرینش » و «انسان و آینده اش» بنگریم ، سر انجام به “امشاسپندان” خواهیم رسید که دستگاه فلسفی و جهان بینی دین زرتشتی است.
اگر ما فلسفه دین زرتشت را بپذیریم از درون زرتشتی شده ایم .
2 نشانه بیرونی
آن هنگام که انسان در جهان درون خود ، به اهورا مزدا و فلسفه دین بهی باورمند شد و خواست که در این باورمندی با دیگران همراه شود . لازم می آید که پیمان وفاداری به دین بهی و زرتشتیان را آگاهی دهد.
” سدره پوشی ” نشانه‌ی بیرونیِ زرتشتی شدن است. با پوشیدن سدره و بستن کشتی آدمی هم با خود و هم با دیگران پیمان می‌بندد که راه زرتشت را پی‌گیری کند. سدره پوشی زایشی نو و “تولدی دیگر” است . زایشی مینوی (معنوی) در یک دینِ بهساز و آباد کننده . با پوشیدن سدره و بستن کشتی گامه‌ی کوشای (جدی) زرتشتی شدن آغاز می گردد.
سدره
سِدرِ ه پیراهنی است بی‌یقه و بی‌آستین از پارچه نازک سفید رنگ. یقه و آستین بلند هر دو نشانه خودنمایی است و آستین بلند و گشاد در گذشته اسباب نازش (فخر و مباهات) دارنده آن به شمار می آمد.
سادگی و سفیدی این جامه نشان می دهد که شخص نمی خواهد با دربرکردن آن به جاه و مقامی برسد و آنرا وسیله ای برای رسیدن به بلندپروازی‌های های خود قرار دهد.
سدره، جامه‌ی نازش (تفاخر) نیست. جامه ساده سربازی است که سرباز اهورامزدا به تن می کند و رنگ و ریا در آن راهی ندارد.
باپوشیدن این جامه‌ی ساده، سفید و پاک ،انسان همانند و همرنگ آن می‌گردد. هم رنگ دیگر زرتشتیان می شود. بهدین می شود.
کُشـتی
کشتی، بندی است که از 72 نخ پشمی بافته شده است. بافندگان آن باید بهدینانِ پارسا باشند . این 72 نخ به شش رشته بخش شده است. و هر رشته ای دارای 12 نخ است. عدد 72 اشاره ای است به 72 فصل یسنا که مهمترین بخش اوستا است. 12 اشاره دارد به 12 ماه سال و 6 اشاره ای است به شش ”گهنبار” که جشن‌های دینی زرتشتیان است.
کشتی بستن نشانه پیمان بهدین با خود و اهورامزدا است. با پوشیدن سدره، بهدین جامه‌ی خدمت دین را به بر می کند و با بستن کشتی کمر خدمت به میان می بندد تا جهانی آباد ،آزاد و بدور از جنگ ، ناداری و … بسازد . سدره پوشی مراسم با شکوهی است که به دست موبد انجام می پذیرد و دوستان و بهدینان با شرکت خود در آن ، شاهد زایش مینوی یک بهدین می گردند و با او این زایش را جشن می گیرند.
3 ـ پیمان‌های همبودگاهی ( اجتماعی)
زرتشتی ، انسان آزاده ای است که خود با خرد بیدار خویشتن ، راه زرتشت را بر می گزیند و با سدره پوش شدن ، کوشا بودن خود را در این راه بیان می دارد. او گام در راهی می‌گذارد که خوشبختی و شادزیوی انسان و انسانیت هدف نهایی آن است.
دین زرتشت، دین بهی است. دین کوشش است. مگر نه اینکه جهان در سایه کار و کوشش آباد خواهد شد و تنها در سایه کار و کردار نیک است که انسان خواهد توانست به سازندگی بپردازد؟
دین بهی، دین گوشه نشینی و زانوی غم بغل گرفتن نیست و ناامیدی و منفی بافی در آن راهی ندارد. آینده ، یک رویداد ناگوار برگشت‌ناپذیر نیست . آینده در دست های ما قرار دارد. اگر بکوشیم و بسازیم آینده زیبا خواهد بود و اگر بدان نیاندیشیم و کاهلی پیشه کنیم ، فرجامی بد در پیش روی ما خواهد بود.
ساختن و آباد کردن و نوسازی جهان به هم‌اندیشی ، همدلی و همبستگی انسانهای نیک اندیش ، خوش گفتار و نیک کردار نیاز دارد. از این رو دین بهی ، دین همبودگاهی است.
گفتیم که سدره پوشی، جامه سربازی اهورامزدا را به تن کردن است و کشتی، میان بستن و بیان آمادگی برای خدمت می باشد.
هر نو بهدینی سربازی است که در این ”ارتش کار نیک” می بایست جای خود را پیدا کند و همازور و هماهنگ با دیگر بهدینان به پیش رود. پس لازم می آید که سازمان همبودگاهی زرتشتیان بر مبنای آموزشهای زرتشت سامان پذیرد.
گفتار و کردار هر زرتشتی در سرنوشت دیگر همکیشان نشان‌گذار خواهد بود. فرد، پیش از زرتشتی شدن پاسخ‌گوی کردارهای خوب یا بد خود است و دیگران نیز کارهای خوب و پسندیده و یا رفتارهای زشت و ناپسند یک غیر زرتشتی را به پای جماعت زرتشتی نمی نویسند . اما هنگامیکه فرد پذیرفت که زرتشتی شود، خود به خود بخشی از خانواده بزرگ زرتشتیان شده است و از آن پس کارهای نیک و پسندیده و یا رفتارهای زشت و ناپسند او دامن گیر دیگر زرتشتیان خواهد بود و آنها را سربلند و یا سرشکسته خواهد کرد. از این رو زرتشتی شدن نه تنها نیازمند ”باور درونی” و ”نشانه بیرونی” است بلکه ” بزرگداشت پیمانهای گروهی و پاسداری آنها” را نیز بایسته می سازد. نا گفته پیداست که باهم بودن یک گروه از انسانها ، خود به خود نیاز به یک سری بنیان‌ها، هماهنگی‌ها و قانونها دارد. بدون این بنیان‌ها،پیوستگی افراد یک همبودگاه دستخوش هرج و مرج گشته و آنها را رو در روی یکدیگر می گذارد.
درست به همین سبب ”پذیرش پیمان‌های گروهی” یک نیاز والا به شمار می آید . در جامعه سنتی زرتشتیان این نیاز بگونه‌‌ی نانوشته وجود دارد و زمانی دراز است که زرتشتیان توانسته‌اند که با پاسداشت آن، خود را نگاه دارند زیرا جامعه زرتشتی، گروه کوچکی بوده است که نه تنها بر بنیان آموزش های زرتشت، هموندانش پاسخگو و پیمان‌دار نسبت به جامعه بار آمده اند ، بلکه به سبب خویشاوندی و پیوستگی تنگاتنگ خانوادگی که نتیجه ازدواج های درون همبودگاهی بوده است ، چنان بافت به هم تنیده ای یافته است که سرنوشت فرد به گروه و گروه به فرد وابسته شده و گونه‌ای هماهنگی روحی و روانی در جماعت دیده می شود و شخصیت (کاراکتر) گروهی ویژه ای در گروه ایجاد شده است.

اکنون ببینیم چه بنیان‌هایی باید از سوی نوبهدینان ژرف‌نگری شود:
الف ـ ”جدایی دین از سیاست”
ب ـ ”پرهیز از باور ستیزی”
پ ـ ”پذیرش خویشکاری (مسئولیت) همبودگاهی و کار گروهی”

الف ـ جدایی دین از سیاست
دین بهی ، دین نارواگزینی و دوبینی (تبعیض) نیست . زن ومرد ، دارا و ندار ، سیاه و سفید و …. می توانند زرتشتی شوند. نه رنگ پوست، نه جنسیت و نه مقام همبودگاهی افراد و یا گرایش سیاسی آنها هیچ کدام پایه‌ای برای پذیرش به دین نیست.
همانگونه که کارگر ، پزشک، مهندس، کشاورز و غیره می توانند زرتشتی شوند، سیاستمداران نیز می توانند زرتشتی شوند و زرتشتی بمانند. اما یک سازمان همبودگاهی که بر بنیان دین استوار است نمی تواند جایگاهی برای تبلیغ یک ایده سیاسی ویژه شود و یا جایی برای گسترش اندیشه های سیاسیِ ویژه‌ای شده و از همه بدتر جای یارگیری گروه های سیاسی و حزب‌های گوناگون گردد.
همانگونه که کشاورز نمی‌تواند با تراکتور به نیایشگاه وارد شده و زمین آنرا شخم بزند و بذر دلخواه خود را در آن بکارد، سیاستمداران و یا کوشندگان سیاسی هم نباید سازمان همبودگاهی زرتشتیان را با حزب و سازمان سیاسی یکی بگیرند و دفتر و ساختارهای هموندگیری خود را در آن پهن کنند.
بنیان سازمان و ساختارهای همبودگاهی زرتشتیان، آموزش‌های زرتشت است و افراد تنها از روی باور به دین زرتشت باید در این نهاد همبودگاهی هموند شوند و نه بر پایه‌ی وابستگی‌ها و گرایش‌های سیاسی. در یک نهاد دینی، با یک جهان بینی فراتر از رنگ پوست، جنسیت و ...، دیگر چپ و راست و میانه‌رو مفهومی ندارد. همه، زرتشتی هستند و چون زرتشتی‌اند در این سازمان همبودگاهی هموند شده‌اند.
از این گذشته دین و سیاست دو مقوله‌ی از هم جدایند و نمی‌توان آن دو را با هم آمیخت. دین به دنبال “حقیقت” است و سیاست در پی “واقعیت” و سازش با آن. هر گاه بتوانیم دو دانه سیب را از یازده متر پارچه کم کنیم و یا هفت لیتر شیر را به چهار کیلو آهن بیفزاییم، خواهیم توانست دین و سیاست را با هم بیامیزیم. دین و سیاست باید مانند دو ریل راه آهن به موازات یکدیگر پیش روند اما به هم نرسند، که اگر چنین گردد واگن‌های تمدن انسانی واژگون شده و سبب مرگ و ویرانی خواهند شد.
دین، پاسخگوی فراهم‌آوری آسایش مینوی بوده و باید بتواند آرامش روانی، اخلاق و امید را برای انسان به ارمغان بیاورد در جایی که سیاست، خویشکاری‌اش فراهم‌کردن آسایش مادی انسان می‌باشد.
هم سیاست و هم دین برای جامعه‌ی انسانی لازم هستند. هیچ کدام هم بد نیستند. آنچه بد، ناپسند و آسیب‌رسان است آمیزش این دو با هم است.
ب ـ پرهیز از باور ستیزی
هر زرتشتی در بهترین چگونگی (حالت) خود، دادگو و کاردار (وکیل) دین بهی است، نه دادستان دین‌های دیگر. کار ما استوار کردن و گسترش دادن آموزش‌های زرتشت است و نه رد کردن و خرده‌گیری از دین‌های دیگر. دین بهی چماق نیست که با آن بشود بر سر دین‌های دیگر کوبید. زرتشت و دینش را باید برای خود او و فلسفه‌اش برگزید نه برای وسیله قرار دادن و ستیز کردن با باورهای دیگر.
البته می‌توان دین بهی را با دین‌های دیگر سنجید اما این، سنجش میان باورهاست که خود کاری پژوهشی و آموزشی است و نه پیش‌زمینه‌ی یورش به باورهای دیگر و کوبیدن این یا آن دین، که نه سودمند است و نه لازم. این کار تنها می‌تواند سبب برپا شدن تنش بین بهدینان و دیگر باورها گردد، که اگر باورستیزان در کار خود کوشاتر باشند جنگ دینی را در پی خواهد داشت، که مانند هر جنگ دیگر بیهوده و زیان‌آور است.


پ ـ پذیرش خویشکاری (مسئولیت) همبودگاهی و کار گروهی

آرزوی هر بهدینی، بهبود زندگی خود و همکیشان و گسترش دین بهی است. سر‌و‌سامان دادن به کارهای همبودگاهیِ زرتشتیان از تواناییِ یک و یا چند نفر بیرون است. شایسته است که هر نوبهدینی بر پایه‌ی توانایی‌ها و ویژه‌کاری‌ها (تخصص) و یا نیاز همبودگاه زرتشتی در گوشه‌ای از سازمان همبودگاهی به کار بپردازد. شانه خالی‌کردن از زیر کار و پشت گوش انداختن خویشکاری‌های همبودگاهی سبب از هم پاشیدن سامان و سررشته‌ی سازمان همبودگاهی خواهد شد.
این کار با هیچ سنجه‌ی (معیار) اخلاقی و انسانی جور نمی‌آید. فراموش نکنیم که پای‌بندی به پیمان از آموزش‌های اخلاقی زرتشتیان است. انسان زرتشتی کسی است که هم نسبت به خود، هم نسبت به گروه و هم نسبت به سپهر خود را پاسخگو بداند و در راه بالندگی و رسایی خود و جهان کوشا گردد.

اکنون، پس از خواندن این نوشته، روی پرسش‌های زیر اندیشه کنید و پاسخ آنها را در درون خود بیابید:
آیا به دین بهی در درون خود باور آورده‌اید؟
آیا می‌خواهید با سدره پوشیدن به آن رسمیت بدهید؟
آیا پیمان‌های همبودگاهی، یعنی “جدایی دین از سیاست”، “پرهیز از باور‌ستیزی” و “کار گروهی” را می‌پذیرید؟

اگر پاسخ به پرسش‌های بالا مثبت است، به گروه ما خوش آمدید! اکنون هنگام آن رسیده است که با هم بخوانیم:
<b>به خشنودی اهورامزدا
من، به هستی خداوند یکتا و پیام‌داریِ اشو زرتشت اسپنتمان بی‌گمانم.
من، آئین بهیِ زرتشتی را برمی‌گزینم که بهترین راه زندگی را به من نشان می‌دهد.
اندیشه و گفتار و کردار نیک را می‌ستایم.
آئین زرتشت را می‌ستایم، که خواستار آزادگی و آشتی و از‌خود‌گذشتگی و پارسایی و یگانگی است
و آئینی است که از همه‌ی دینهای کنونی و آینده بهتر و زیباتر است.
اهورامزدا، خداوند جان و خرد را، سپاسگزارم
و پیمان می‌بندم که بر دین نیک و پاک زرتشتی استوار بمانم.
ایدون باد

 

 

+ نوشته شده توسط نیما و علی در جمعه دهم مهر 1388 و ساعت 8:32 بعد از ظهر |

آهنگ با کيفيت MP3 128

Ey Daad

آهنگ با کيفيت OGG 64

Ey Daad

آهنگ با کيفيت Wma 64

Ey Daad

+ نوشته شده توسط نیما و علی در پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388 و ساعت 7:29 بعد از ظهر |
تیم فوتبال بارسلونا با شکست منچستر قهرمان اروپا شد.

در دیدار فینال لیگ قهرمانان اروپا تیم فوتبال بارسلونا با نتیجه ۲-۰ تیم فوتبال منچستر را شکست داد.

در این دیدار که با حملات منچستر شروع شد ابتدا بارسلونا با گل دقیقه ۱۰ اتوئو پیش افتاد.

با این گل حملات بارسا شروع شد تا در دقیقه ۷۰ مسی با ضربه سر نیجه را ۲-۰ کرد.

به این ترتیب گواردیولا ۳۸ ساله بر فرگوسن پیر پیروز شد.

عکس هایی از این بازی

              dailyfa-org-barcelona-manchester-united-rome-2009-final

      آواتار P a r h a m                     

 

+ نوشته شده توسط نیما و علی در شنبه نهم خرداد 1388 و ساعت 1:16 بعد از ظهر |
 

اگر بتوانید ظرف ۳ ثانیه صورت مردی را در میان دانه های قهوه در عکس زیر پیدا کنید، نیم کره راست مغز شما، بهتر از افراد دیگر پرورش یافته است.صورت 1 دانه است. اگر بین ۳ ثانیه تا یک دقیقه طول بکشد، نیم کره راست مغز شما به صورت عادی پرورش یافته است. اگه بین یک دقیقه تا سه دقیقه طول بکشد، یعنی سمت راست مغز شما کند عمل میکند و باید پروتئین بیشتری مصرف کنید. اگر هم بعد از سه دقیقه هنوز نتوانستید آنرا پیدا کنید،پیشنهاد میشود بیشتر به دنبال انجام اینگونه تست ها باشید تا آن بخش از مغزتان قوی تر بشود.

 

+ نوشته شده توسط نیما و علی در یکشنبه سی ام فروردین 1388 و ساعت 8:34 بعد از ظهر |
جومونگ در 37 سال قبل از میلاد مسیح در کشور بویو واقع در شبه جزیره کره زندگی می کرد . وی فرزند هاموسو دلاور مرد و رهبر ارتش دامول بود . او که می خواست به عنوان شاهزاده بویو به مقام پادشاهی برسد ، سعی در این امر کرد . وی برای این که خود را به پادشاه ثابت کند تصمیم به جنگ با قبیله های جنوبی بویو کرد . در این جنگ که ابتدا جومونگ به پیروزی ارزشمندی دست یافت نا پدید شد . جریان آب رودخانه بیریو او را تا کنار قبیله هان باک برد . سپس دختر رئیس این قبیله (( یه سویا )) وی را نجات داد . در این میان جومونگ پس از بهبودی به دلیل شورش های داخلی ، (( یه سویا )) یعنی دختر رئیس هان باک را به طرف بویو برد . از طرفی پادشاه گوموا به دلیل بیماری مجبور شد تا حکومت را برای مدتی به (( تسو )) بسپارد . سوسانو نیز با این باور که جومونگ کشته شدن است با محافظ گروه تجاری خود ازدواج کرد . جومونگ پس از بازگشت به بویو با (( یه سویا )) ازدواج کرد . جومونگ از طرف تسو مجبور شد پناهندگان را به هیوپ تو ببرد . اما جومونگ تصمیم به درست کردن قبیله ای جدید بر آمد به همین دلیل پناهندگان را به یک مکان امن برد . اما یه سویا و بانو یوها در بویو به عنوان گروگان ماندند . پس از چندی (( یه سویا )) از جومونگ دارای فرزندی شد و نام او را یوری نامید . یه سویا و بانو یوها تصمیم به فرار کردن از بویو گرفتند . اما بانو یوها نتوانست از بویو فرار کند و توسط پادشاه بویو یعنی گوموا کشته شد .در این میان شوهر سوسانو نیز کشته شد . سوسانو از جومونگ دعوت کرد تا به هم بپیوندند . به همین دلیل جومونگ مقر خود را تغییر داد . جومونگ نیز به این پندار بود که یه سویا و یوری کشته شده اند . جومونگ سپس به هیوپ تو حمله کرد و حکمران آن را کشت . او پس از چندی کشوری با نام گوگوریو تاسیس کرد که می توانست با حکومت هان مقابله کند .
پس از پانزده سال که یوری 18 ساله بود به یک گروه قاچاقچی کار می کرد اما به دلایلی از شمال (( اوک جیه )) به بویو رفت . جومونگ نیز به دلیل مراسم تاجگذاری (( تسو )) به آنجا سفر کرد . در این میان بویو تصمیم گرفت مسابقات شمشیر زنی برگزار کند که در این مسابقه یوری با غلبه بر بیریو ( فرزند سوسانو ) اول شد . اما جومونگ با دیدن یوری او را نشناخت . بویو با گوگریو پیمان صلح بست . به همین دلیل جومونگ به گوگوریو بازگشت . یوری از طرف مادرش آگاه شد که جومونگ پدرش است . پس به همین ترتیب یوری با عصبانیت به طرف جومونگ رفت تا دلیل دوری از مادرش را جویا شود . جومونگ دلیل قانع کننده ای را به یوری می دهد و یوری را به قصر دعوت می نماید . جومونگ مکان یه سویا را از یوری جویا می شود و به طرف غاری که یه سویا در آن بود می رود . اما یه سویا به دلیل بیماری بی هوش شد . جومونگ نیز او را به قصر برد . با این حال جومونگ و کشور گوگوریو همراه با کشور بویو تصمیم به حمله به هان می گیرند . حکمران حکومت هان نیز گوموا را به قتل می رساند تا خشم جومونگ و تسو جند برابر شود . پس جومونگ و بویو به هان حمله کرده و این کشور بزرگ را نابود می کنند . با وجود این پیروزی سوسانو همراه فرزندانش و مردم اهل بیریو ، گوگوریو را ترک کرده و به کشور جنوب گوگوریو رفته و قبیله بزرگی ایجاد می کنند .
سرانجام جومونگ در سن 40 سالگی به دلیل مریضی می میرد و فرزندش یوری پادشاه گوگوریو می شود . بعد ها فرزند یوری ( نوه جومونگ ) می تواند تسو را بکشد و از او انتقام بگیرد . به این ترتیب مجموعه عظیم هشتاد و یک قسمتی جومونگ به پایان میرسد .
+ نوشته شده توسط نیما و علی در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 و ساعت 3:54 بعد از ظهر |

تماشاگران(www.tamashagaran.veb.ir)

رفتن دائی همان مقدار قابل پیش بینی بود که رسیدن فردا قابل پیش بینی است.او رفت، چون شاید نباید می آمد و یا بعبارتی او به دلیلی که آمد، رفت.می توان گفت که او کارشناسانه انتخاب نشد و یا حداقل کارشناسانه و بخردانه مدیریت نشد تا معقول رفتار کند و منشاء رفتارهای بخردانه باشد.دائی رفت چون باید می رفت اما، این نباید به معنی ماندن دیگرانی تلقی گردد که با سوء مدیریت در اداره امور ورزش علی الخصوص فوتبال و حمایت بی چون چرا، بر پیکره آبروی کشور ضربه و غرور ملت را به سخره گرفته اند. و... ...وآنان باید برای رفتن آماده شوند، اگرچه دائی را با تمام خودخواهی هایش اخراج کردند.

+ نوشته شده توسط نیما و علی در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت 7:26 بعد از ظهر |
اگر تاکنون در دنیای کنسول ها فقط به PlayStation 2 اکتفا کرده بودید توصیه می کنم به جای خرید

PlayStation ۳ ایکس باکس ۳۶۰ را امتحان کنید .ایکس باکس ۳۶۰ از همه ی جهات به PlayStation 3

می ارزد قیمت مناسب گوناگونی طراحی و باز گذاشتن انتخاب برای خریدار PlayStation 3 فقط در یک

مدل و در دو رنگ عرضه شده و به غیر از قیمت سرسام آورش نیاز به یک تلوزیون دارد که قیمت این

تلوزیون از یک نیم ملیون تومان شروع می شود و همچنین با عرضه ی بازی های جدید برایش

قیمت دیسک های کرک شده ی آن از ۴۵ هزار تومان شروع می شود در حالی که قیمت بازی های

ایکس باکس از ۵ هزار تومان شروع می شود و همچنین  کرک درست و حسابی هم برای PlayStation 3

وجود ندارد اما از بدی های ایکس باکس می توان به داغ کردن زیاد و همچنین صدا های بد نام برد

با ایکس باکس می توان از  X Box live فیلم های جدید را دانلود کرد و از جدید ترین بازی های آن

مطلع شد. جدول قیمت های ایکس باکس ۳۶۰ را در ۳ مدل ببینید.

Premium

۳۹۰$
Core 300$
Elite 475$

+ نوشته شده توسط نیما و علی در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 6:28 بعد از ظهر |
در هفته دوم لیگ قهرمانان آسیا پرسپولیس و صبا و استقلال مساوی کردند  و سپاهان باخت.

در روز اول این نتایج برای ایرانی ها به دست آمد:

پرسپولیس ۰-۰ الشباب                       صبا باتری ۰-۰ الاهلی                        

در روز دوم:

استقلال ۱-۱ الجزیره                           سپاهان۱-۲ الاتفاق

+ نوشته شده توسط نیما و علی در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 8:38 بعد از ظهر |
اسب تک شاخ اسبی سفیدو زیبا با یال های بلند است که در افسانه های اکثر نقاط اروپا از آن یاد شده است. این موجود تخیلی بدنی به شکل اسب و شاخی در بالای سر خود دارد که قالبا به شکل مارپیچ است.[۲] تک شاخ ها در ابتدای کره بودنشان طلایی رنگند و پس از آن در سیر بلوغ به رنگ نقره ای در می آیند و بعد از بلوغ کامل سفید رنگ می شوند ... آن ها عموماً از اسب های عادی لاغر تر ولی بلند ترند.[۳]

 ریشه تصور تک شاخ ها

ریشه اصلی تولد این موجود افسانه مشخص نیست ... بعضی می گویند که این افسانه از یونان نشات می گیرد اما به خاطر گستردگی داستان هایی با شخصیت تک شاخ در کل اروپا و به خصوص شمال اروپا نمی توان آن را کاملاً جز اساطیر یونان نام برد.[۴]

ریشه تک شاخ کنونی

تندیسی از تک‌شاخ در ایرلند

تک شاخ های کنونی با تک شاخ های افسانه های گذشته اروپا بسیار متفاوت است. تک شاخ های سفید و بزرگی که شاخی چند متری بر سر داشتند و صورتشان کمی گرد تر از اسب بود در طول زمان دستخوش تغییراتی شدند که آن ها را به صورت اسبی سفید و لاغر با شاخی مارپیچ و کوتاه و یال های بلند در آورد.

ریشه این تک شاخ های کنونی هم مشخص شده نیست اما گمان می رود این تک شاخ از دانمارک و اسکاندیناوی ریشه می گیرد. [نیازمند منبع]

+ نوشته شده توسط نیما و علی در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 9:5 بعد از ظهر |

سفر در زمان؟ 

احتمالا شنیده اید که ممکن است سا ل200۹ میلادی همان سالی باشد که انسان می تواند سفر در زمان را تجربه کند. بزرگ ترین شتاب دهنده ذرات با نام "برخورددهنده بزرگ هادرون ها"  (LHC) در این سال شروع به کار می کند" و اگر دو ریاضی دان "ایرنا آرف اوا"  و "ایگور ولویچ"  ممکن است LHC به عنوان نخستین ماشین زمان کار خود را به زودی آغاز کند.مطمئناً این ادعای بزرگی است، ولی اگر این دو نفر درست گفته باشند شروع به کار دستگاه LHC در سرن مرکز تحقیقات فیزیک اروپا در نزدیکی ژنو در کشور سوئیس) می تواند به عنوان نقطه عطفی در تاریخ علم به ثبت برسد، چرا که سفر به گذشته تنها در صورت به وجود آمدن یک ماشین زمان امکان پذیر است – البته اگر اساساً انجام چنین کاری امکان پذیر باشد – و این بدان معنی است که سال 200۹ به عنوان سال صفر شناخته خواهد شد.ایرنا آرف اوا و ایگور ولوویچ دو ریاضی دان معروف و واقع بین که هم اکنون در موسسه ریاضیات استکلو  در مسکو مستقر هستند، ادعای دیداری قریب الوقوع با مسافرانی از آینده را ندارند بلکه می گویند با توجه به وجود رابطه علت و معلولی به عنوان یکی از مهم ترین قوانین پایه ای فیزیک، کار کردن بر روی ماشین زمان تا جایی که امکان پذیر باشد با ارزش خواهد بود. تحقیقات آنها در حال حاضر به صورت رسمی در مجلات علمی چاپ می شود ولی این امر باعث نشده تا سایر فیزیک دانان دست از فعالیت بکشند.ده ها سال است که فیزیک دانان تلاش کرده اند تا سازوکار قابل باوری را برای سفر در زمان مطرح کنند. بهترین تعریف ما از رفتار فضا و زمان به نظریه نسبیت اینشتین باز می گردد، ولی محققان همواره به دنبال عیوب این نظریه بودند و طرح اولیه پروژه سفر به گذشته را هیچ گاه به صورت عملی دنبال نکردند، ولی ممکن است که با LHC بتوانیم به آرزوی دیرین خود دست یابیم.زمانی که LHC با حداکثر قدرت، کار خود را آغاز کند، با انرژی معادل 1012 × 7 الکترون ولت تا حوزه 27 کیلوتری خودش در تمام ذرات نفوذ می کند. البته این مقدار زیادی نیست چرا که 1012 الکترون ولت معادل انرژی جنبشی پرواز یک پشه است، ولی در صورتی که این انرژی روی یک اتم متمرکز شود می تواند تغییرات فوق العاده ای را ایجاد کند.طبق نظریه نسبیت تمام اجسام دارای 3 بعد در فضا و یک بعد زمان هستند. ولی نکته مبهم این نظریه ادعای این موضوع است که کرات آسمانی در فضا – زمان انحنا ایجاد می کنند. برای مثال کره زمین، فضای اطراف خود را خم می کند و این عامل باعث فشار جاذبه به همه چیز می شود.تصور چنین انحنایی در مورد زمان بسیار سخت است ولی در صورت وجود کوچک ترین انرژی و جرمی این اتفاق می افتد. نکته جالب اینجاست که با افزایش کافی جرم و انرژی می توان انحنای زمان را به حدی رساند که به صورت یک حلقه در بیاید. فیزیکدانان این حلقه ها را با نام منحنی بسته زمان می شناسند، به این ترتیب حداقل در نظریه می توانیم به خودمان اجازه دهیم تا از این طریق به گذشته سفر کنیم.نخستین کسی که نشان داد که چگونه یک منحنی بسته زمان می تواند شکل بگیرد،  ریاضی دان اتریشی "کورت گودل"  بود. او در سال 1949 ثابت کرد که با چرخش جهان می بایست شرایطی شود که زمان به صورت یک حلقه روی خودش باز گردد و اگر شما بتوانید خود را وارد این حلقه کنید می توانید لحظاتی از زمان های گذشته را ببینید. ولی همان طور که می دانیم جهان فاقد چرخش است، پس سفر در زمان بدین گونه هیچ معنایی ندارد.در سال 1976 "فرانک تیپلر" از داشنگاه تولین  در نیوارلئانز  نشان داد که در صورتی که جرم بسیار زیادی را در داخل یک استوانه به صورت دوار به گردش در بیاوریم، آن گاه می توانیم فرصتی را برای سفر در زمان فراهم کنیم. که البته این ادعا فقط در سطح یک نظریه باقی ماند.این موضوع جالب هم چنان مورد توجه دانشمندان بود تا این که در سال 1988 "کیپ تورن"  و همکارانش در موسسه فناوری در پاسادنا  نشان دادند که کرم چاله ها  اجازه سفر در زمان را به ما می دهند. 

حرکت در این کرم چاله ها مانند حرکت در یک تونل از زیر یک تپه است، چرا که حرکت مستقیم از زیر تپه بسیار سریع تر از حرکت از روی تپه است.

 ادامه دارد...                                                                 منبع= http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=17257&threadID=68212&forumID=467       

+ نوشته شده توسط نیما و علی در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387 و ساعت 8:49 بعد از ظهر |
نقد و بررسي كنسول بازي Microsoft Xbox 360 Arcade

Microsoft Xbox 360 Arcade

معرفي كنسول XBOX360

اكثر شما با دستگاه‌هاي بازي‌هاي كامپيوتري (كنسول‌هاي بازي) آشنايي داريد و احتمالا با آن‌ها بازي كرده‌ايد. كنسول‌هايي مانند آتاري، ميكرو، سگا و در سال‌هاي اخير پلي استيشن (PlayStation) از اين دستگاه‌ها هستند. بعد از وارد شدن كنسولPlayStation 2 به بازار جهاني در سال 2000ميلادي توسط شركت سوني، شركت مايكروسافت (Microsoft) كه معتبرترين شركت نرم افزاري در جهان است، در سال 2002 ميلادي اولين كنسول بازي خود را با نام XBOX وارد بازار كرد. در آن سال مايكروسافت توانست با كمك پردازنده Intel و هم‌چنين پردازنده‌ي گرافيكي NVIDIA كنسولي ارائه دهد كه از نظر سخت‌افزاري قويتر از كنسول رقيب يعني PlayStation 2 باشد، اما با اين وجود نتوانست آن‌طور كه بايد، با اين كنسول رقابت كند. نسل جديد كنسول‌هاي بازي كه در حال حاضر آخرين نسل از كنسول‌هاي موجود در بازار هستند، ابتدا در سال 2005 ميلادي توسط مايكروسافت ارائه شدند. در اين سال مايكروسافت با كنسول جديد خود به نام XBOX 360 توانست زود تر از رقيب خود يعني سوني، كنسولي پيشرفته را در اختيار کاربران يا به اصطلاح گيمرها قرار دهد. شركت سوني اخيرا كنسول PlayStation 3 خود را با اختلاف بيش از يك سال نسبت به مايكروسافت وارد بازار كرده است كه رقيب اصلي XBOX 360 محسوب مي‌شود. هدف از نام‌گذاري اين كنسول به نام XBOX 360 اين است كه اين كنسول نه تنها نيازهاي مربوط به بازي را براي كاربر مرتفع مي‌سازد، بلکه اين توانايي را دارد كه به عنوان يك مركز چند رسانه‌اي يا Multimedia Center در خانه مورد استفاده قرار گيرد و به صورت 360 درجه (جامع) نيازهاي ديجيتال كاربر را مورد پوشش خود قرار دهد. اما هدف اصلي از خريد اين كنسول براي اكثر كابران استفاده از بازي‌هاي سه بعدي فوق العاده با كيفيت بر روي اين كنسول است. در حال حاضر اين کنسول در سه بسته‌بندي مختلف با نام‌هايXBOX 360 Premium ، XBOX 360 Core System و XBOX 360 Elite عرضه مي‌شود. مشخصات هر کدام از اين بسته‌بندي‌ها را در زير مشاهده مي کنيد:

• XBOX 360 Core System ـ اين بسته‌بندي شامل يک کنسول، دسته‌ي کنترلر بازي باسيم، منبع تغذيه‌ي برق و کابل Composite AV است. اين بسته‌بندي ارزان‌ترين مدل XBOX 360 مي‌باشد.
• XBOX 360 Premium ـ اين بسته‌بندي شامل کنسول، هارد ديسک 20 گيگابايتي، دسته‌ي کنترلر بازي بي‌سيم به همراه دو باتري، هدست مخصوص بازي، کابل شبکه، منبع تغذيه‌ي برق و کابل Component HD مي‌شود. اين بسته‌بندي که رايج‌ترين مدل XBOX 360 است به‌ترين انتخاب براي اغلب کاربران مي‌باشد.
• XBOX 360 Elite ـ اين بسته‌بندي در سال 2007 عرضه شده و با بسته‌بندي Premium متفاوت است. رنگ مشکي بدنه‌ي کنسول و دسته‌ي کنترلر بازي و هم‌چنين هدست، اولين تفاوتي است که به چشم مي‌خورد. اما تفاوت‌هاي اساسي در قسمتهاي ديگر آن است. وجود يک پورت HDMI و هارد ديسک 120 گيگابايتي اصلي‌ترين تفاوت‌هاي Premium وElite به شمار مي‌روند. اين بسته‌بندي در حال حاضر در ايران بسيار کمياب بوده و البته با قيمت بالاي خود براي کاربران صرفه‌ي اقتصادي ندارد. معمولا منطقي‌ترين انتخاب را مي‌توان همان Premium دانست. به دليل داشتن امکانات لازم براي استفاده‌ي کامل از کنسول، اين بسته‌بندي پيش‌نهاد اول ما براي شما ست. مدل Core را مي‌توانيد هم‌راه با يک هارد ديسک خريداري کنيد تا بتوانيد همانند يک کنسول Premium از امکانات هارد ديسک هم بهره‌مند شويد. مدل Elite هم به دليل داشتن قيمت بسيار بالا نسبت به امکانات، به صرفه نيست مگر براي کاربري که واقعا قصد استفاده‌ي بهينه از پورت HDMI اين مدل را داشته باشد.

بقیه در ادامه مطلب 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نیما و علی در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 6:34 بعد از ظهر |

مهاجم ايراني تيم فوتبال النصر امارات گفت: در صورتي كه به استقلال نروم به يكي از سه تيم ديگر حاضر در ليگ قهرمانان آسيا مي روم.

رضا عنايتي درباره آخرين وضعيت خود مبني بر حضور در ليگ ايران اظهار داشت: در صورتي كه از النصر جدا شوم صد در صد به فوتبال ايران بازمي‌گردم. اگر شرايط براي بازگشتم به استقلال مهيا نشود، ترجيح مي‌دهم به يكي از سه تيم حاضر در ليگ قهرمانان آسيا بروم.
وي افزود: از تيم هاي سپاهان، صبا و پرسپوليس پيشنهاد دارم. اگر از النصر راحت شوم مي‌توانم براي اين تيم‌ها هم در ليگ برتر و هم در ليگ قهرمانان آسيا بازي كنم.
اين مهاجم كه به دليل بحث با سرپرست تيم النصر قصد جدايي از تيم اماراتي را دارد، عنوان كرد: خبرهاي ضد و نقيض در مورد من زياد است اما واقعيت اين است كه ديگر راغب نيستم در النصر بمانم. ديگر انگيزه‌اي براي حضور در اين تيم ندارم.
عنايتي با بيان اينكه مسئولان النصر هنوز تكليف وي را مشخص نكرده اند؛ ادامه داد: آنها مي‌خواهند در تيم بمانم اما من با سرپرست تيم مشكل دارم. در جريان بازي با العين در حالي كه در حال گرم كردن بودم و قرار بود به عنوان يار تعويضي سوم وارد زمين شوم، به دليل دخالت سرپرست در امور فني من را به زمين نفرستادند.
اين مهاجم تصريح كرد: همان لحظه با ناراحتي به رختكن رفتم و بعد از آن هم ماجرا را به مديرعامل تيم گفتم. آنها گفتند كه اين نظر مربي بوده است در صورتي كه من فكر مي‌كنم بعد از لوكابوناچيچ اين برنامه‌اي بود كه آنها مي‌خواستند سر من پياده كنند. از ابتداي فصل هم به دليل اينكه لوكا در پست‌هاي مختلفي از من استفاده مي‌كرد راغب نبودم در النصر بمانم.
وي با اشاره به اينكه گفته مي‌شود بين او و مديريت باشگاه استقلال تنش وجود دارد؛ اظهار داشت: اصلا چنين چيزي نيست. من با هيچ كس مشكلي ندارم. اگر هم مي‌گويم در ايران مي‌خواهم براي استقلال بازي كنم، به اين دليل است كه به اين تيم و هواداران آن دين دارم. علاقه من به امير قلعه‌نويي ربطي به فوتبال ندارد. حتي زماني هم كه از استقلال جدا شدم هفته‌اي يكي دو مرتبه با او در تماس بودم.
عنايتي با بيان اينكه پس از بروز مشكل با تيم النصر با قلعه‌نويي صحبت كرده؛ اضافه كرد: قلعه نويي با شنيدن اين مشكل از من خواست تا سريع كارهايم را براي بازگشت به ايران انجام دهم چرا كه براي قهرماني ليگ آسيا به من احتياج دارند.
عنايتي در پاسخ به اين سئوال كه چرا ليگ امسال امارات براي بازيكنان ايراني خوش يمن نبوده است، گفت: اين پروژه‌اي است كه از قبل تعيين كرده‌اند و نمي‌دانم چرا چنين اتفاقي افتاده است. اين جوسازي‌هايي كه مي‌شود اتفاقي نيست. در برنامه‌هاي تحليلي خود از بازيكنان ايراني انتقاد مي‌كنند. فكر مي‌كنم مشكلات غير ورزشي هم در اين مسئله بي‌تاثير نبوده است.
مهاجم ايراني النصر ادامه داد: من هم معتقدم كه ليگ امارات ضعيف‌تر از فوتبال ايران است، اما بازيكناني كه به امارات مي‌آيند براي تامين خود فوتبال ايران را ترك مي‌كنند. ما بايد در كشور خودمان مشكلات مالي باشگاه‌ها را برطرف كنيم. خود من به خاطر مسائل مالي از استقلال جدا شدم وگرنه هيچ بازيكني ديوانه نيست 60 -70 هزار تماشاگر را رها كند و به فوتبالي قدم بگذارد كه 150 تماشاگر كرايه‌اي دارد.
عنايتي تصريح كرد: من هرچه با بازيكنان ايراني صحبت مي‌كنم همه از مشكلات مالي گلايه دارند. مشكل ما اينجاست كه اطلاع رساني در مورد پرداخت پول‌ها اشتباه است. مثلا خودم سال اولي كه به استقلال آمدم 32 ميليون تومان گرفتم. اما همه جا اعلام شد كه من 300 ميليون گرفتم. مردم هم كه از اين قضيه اطلاع ندارند اين اخبار را باور مي‌كنند.

+ نوشته شده توسط نیما و علی در شنبه نوزدهم بهمن 1387 و ساعت 3:28 بعد از ظهر |
دیروز ودر مسابقات لیگ پرسپولیس و استقلال مغلوب رقبای خود شدند.

در تهران و در ورزشگاه ازادی پرسپولیس با نتیجه۲-۰ مغلوب ملوان شد!

در اصفهان هم با استقلال نتیجه ۲-۱ مغلوب شپاهان شد.

خاک بر سر هر دوی آنها. بازیکنانش۴۰۰-۵۰۰ میلیون پول می گیرند و آخرش............

+ نوشته شده توسط نیما و علی در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 12:0 بعد از ظهر |

نگاره فروهر باستانی ایران



از آنجایی که هر کشور و ملتی نشانه و سمبولی ویژه از خود دارند

- ایرانیان یکی از کهن ترین مردمانی هستند که سمبولی بسیارشگفت انگیز و سراشر از دانش و فرهنگ و خرد از خود به جای گذاشته اند که با اندوه فراوان بسیاری از ما ایرانیان از آن نا آگاه هستیم . این نشان " فره وشی" یا " فروهر" نام دارد که قدمت آن بیش از 4000 سال تخمین زده شده است . تاریخچه فره وشی ی افروهر به پیش از زایش زرتشت بزرگوار این پیر و فیلسوف خرد و فرهنگ و دانش جهان باز میگردد .. سنگ نگاره هایشاهنشاهان هخامنشی در کاخهای پرسپولیس و سنگ نگاره های شاهنشاهان ساسانی همه حکایت از آن دارد . نکته بسیار شگفت انگیز این نشان ملی ما ایرانیان آن است که تک تک این نشان دارای مفهوم دانشی نهفته است . اینک به تشریح این نشان ملی می پردازیم :

1 -

قرار دادن چهره یک پیرمرد سالخورده در این نگاره اشاره به شخص نیکوکاری و یکتا پرستی دارد که رفتار و ظاهر مرتب وپسندیده اش سرمشق و الگوی دیگر مردمان بوده است و دیگران تجربیات وی را ارج می نهادند .

2 -

دست راست نگاره به سوی آسمان دراز شده است که این اشاره به ستایش "دادار هستی اورمزد" خدای واحد ایرانیان دارد که زرتشت در 4000 سال پیش آنرا به جهان هدیه نمود .

3 -

چنبره ای ( حلقه ای ) دردست چپ نگاره وجود دارد که نشان از عهد و پیمانی است که بین انسان و اهورامزدا بسته میشود و انسان باید خدای واحد را ستایش کند و همیشه در همه امور وی را ناظر بر کارهای خود بداند . مورخین حلقه های ازدواجی که بین جوانان رد و بدل می شود را برگرفته شده از همین چنبره میدانند و آنرا یک سنت ایرانی میدانند که به جهان صادر شده است . زیرا زن و شوهر نیز با دادن چنبره ( حلقه ) به یکدیگر پیمانی را با هم امضا نموده اند که همیشه به یکدیگر وفادار بمانند .

4 -

بالهای کشیده شده در دو طرف نگاره اشاره به تندیس پرواز به سوی پیشرفت و ترقی در میان انسانهاست و در نهایت امر رسیدن به اورمزد دادار هستی خدای واحد ایرانیان است .

5 -

سه قسمتی که روی بالها به صورت طبقه بندی شده قرار گرفته است اشاره به سه دستور جاودانه پیر خرد و دانش جهان "اشو زرتشت" دارد . که بی شک میتوان گفت تا میلیون سال دیگر تا جهان در جهان باقی باشد این سه فرمان پابرجاست و همیشه الگو و راهنمای مردمان جهان است . این سه فرمان که روی بالهای فروهر نقش بسته شده همان کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک ایرانیان است .

6 -

در میان کمر پیرمرد ایرانی یک چنبره ( حلقه ) بزرگ قرار گرفته شده است که اشاره به " دایره روزگار" و جهان هستی دارد که انسان در این میان قرار گرفته است و مردمان موظف شده اند در میان این چنبره روزگار روشی را برای زندگی برگزینند که پس از مرگ روحشان شاد و قرین رحمت و آمرزش الهی قرار بگیرد .

7 -

دو رشته از چنبره ( حلقه ) به پایین آویزان شده است که نشان از دو عنصر باستانی ایران دارد . یکی سوی راست و دیگری سوی چپ . نخست " سپنته مینو" که همان نیروی الهی اهورامزدا است و دیگری "انگره مینو" که نشان از نیروی شر و اهریمنی است . انسان در میان دو نیروی خیر و شر قرار گرفته است که با کوچکترین لرزشی به تباهی کشیده می شود و نابود خواهد شد . پس اگر از کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک پیروی کند همیشه نیروی سپنته مینو در کنار وی خواهد بود و او به کمال خواهد رسید و هم در این دنیا نیک زندگی خواهد کرد و هم در دنیای پسین روحش شاد و آمرزیده خواهد بود .

8 -

انتهای لباس پیرمرد سالخورده باستانی ایران که قدمتی بیش از 4000 سال دارد به صورت سه طبقه بنا گذاشته شده است که اشاره به کردار نیک - گفتار نیک - پندار نیک دارد .. پس تنها و زیباترین راه و روش نیک زندگی کردن و به کمال رسیدن از دید اشو زرتشت همین سه فرمان است . که دیده می شود امروز جهان تنها راه و روش انسان بودن را که همان پندارهای زرتشت بوده است را برای خود برگزیده است و خرافات و عقاید پوچ را به دور ریخته است .

این تنها گوشه ای از آثار نیاکان گرامی ماست که امروز وظیفه ماست از آن پاسداری کنیم

. به امید روزی که ایرانی به هویت ملی خویش بازگردد . اینجا تنها این آرزوی داریوش بزرگ که در سنگ نبشته های خود به جای گذاشته است به حقیقت می پیوندد :

خداوند این کشور ( ایران ) را از گزند دشمن - دروغ و خشکسالی به دور نگهدارد

+ نوشته شده توسط نیما و علی در شنبه هفتم دی 1387 و ساعت 7:49 بعد از ظهر |

به کوروش چه خواهیم گفت                            

اگر سر بر آرد ز خاک؟

اگر باز  پرسد  ز ما

چه شد دین زرتشت پاک؟

چه شد ملک ایران زمین؟

کجایند مردان این سرزمین؟

به کوروش  چه خواهیم گفت؟

اگر دید و پرسید از حال ما

چه  کردید با برَنده شمشیر خوش دستتان؟

کجایند میران سر مستتان؟

چه آمد سر خوی ایران پرستی؟

چه کردید با کیش یزدان پرستی؟

به شمشیر حق نیست دستی

که بر تخت شاهی نشسته است؟

چرا پشت شیران شکسته است؟ 

در ایران زمین شاه ظالم کجاست؟

هوا خواه آزادگی  َ

پس چرا بی صداست؟

چرا خامش وغم پرستید؟های

کمر را به همت نبستید؟ های

چرا اینچنین زار و گریان شدید؟

سر سفره خویش مهمان شدید؟

چه شد عِرق میهن پرستیتان؟

چه شد غیرت و شور و مستیتان؟

سواران بی باک ما را چه شد؟

ستوران چالاک ما را چه شد؟

چرا مُلک تاراج می شود؟

جوانمرد محتاج می شود

چرا جشنهامان شد عزا؟

در آتشکده نیست بانگ دعا

چرا حال ایران زمین نا خوش است؟

چرا دشمنش اینچنین سر کش است؟

 چرا بوی آزادگی نیست؟های

بگو دشمن میهنم کیست ؟های

بگو کیست این ناپاک مرد؟ 

که بر تخت من اینچنین تکیه کرد؟

که تا  غیرتم باز  جوش آورد

ز گورم صدای خروش آورد

به کوروش چه خواهیم گفت؟

اگر سر  بر آرد ز خاک

+ نوشته شده توسط نیما و علی در جمعه ششم دی 1387 و ساعت 3:59 بعد از ظهر |

من آریایی ام
خدای من ایران است
پیغمبر من کوروش بزرگ است
امامان من داریوش بزرگ, خشایارشاه, مازیار,انوشیروان عادل,بابک خرمدین
امان زمان من کاوه آهنگر است
روحانیان من فردوسی,مولوی,حافظ,سعدی,و ابن سیناست
کتاب مقدس من شاهنامه است
دستورات دین من بر روی لوحه کوروش کبیر نوشته شده است
اصول و فروغ دین من لوحه حقوق بشر, کوروش کبیر است
عاشورای من قادسیه است
شهدای من رستم فرخزاد , یزدگرد است
پرچم من درفش کاویانی است
اورشلیم من ماین و نقش جهان
مراد من مولاناست
بهشت من آزادی ست
عید من مهرگان و نوروز استمحراب من قلب است
دین من عشق و دانش است
ایمان من عقل و خرد است
خوی من سکولار و هخامنشیست
ذات من آریاییست
دوست من اشو زرتشت و دشمنم تازیان
ذکر من پاینده ایران است
مذهب من آریاییست
من ایرانیم من آریایی ام

+ نوشته شده توسط نیما و علی در جمعه ششم دی 1387 و ساعت 3:54 بعد از ظهر |

 

از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس

یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.

شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.

از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.

الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.

با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.

الله اکبر
خلیفه مسلمین
عمربن الخطاب

 

 پاسخ یزدگرد

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری )

به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد

تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.

این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.

مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.

زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.

شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟

تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.

خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پیش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟

آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟

یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟

شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟

افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.

من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.

من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.

این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.

آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.

من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.

یزدگرد سوم ساسانی

+ نوشته شده توسط نیما و علی در جمعه ششم دی 1387 و ساعت 3:48 بعد از ظهر |
این کوشی جدید ترین گوشی سری N است.و از قابلیت های اصلی این گوشی این است که صفحه لمسی دارد.وبسیار گوشی زیبایی است

                                                          

                                                   

+ نوشته شده توسط نیما و علی در یکشنبه بیست و چهارم آذر 1387 و ساعت 4:5 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM